سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : سیدهاشم وفایی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل

بعد از تو بهـر ما همه ساز سفـر زدند            فـریـاد الـرحـیـل به کـوه و کـمر زدند

بستند دست کودک و زن را به ریسمان            آتش به جان و قلب و دل شعله‌ور زدند


رحمی به کودکان تو هرگـز نکـرده‌اند            با ضرب تـازیـانـه به آنان تـشـر زدند

رجالـه‌هـای کـوفه، اسیـران خویش را            گاهی به تـازیـانه و گـاهی سـپـر زدند

سرتاسر وجود همه لطمه خورده است            گاهی به چهره، گاه به دست و کمر زدند

خـوانـدم وان یکـاد بـرایت ولی حسین            این کوفـیان شوم، سرت را نظر زدند

خون می‌گریست بهر مصیبات اهل بیت            سنگی‌که برسر همه در هر گـذر زدند

آن لحظه‌ای که چوب، عدو بر لب تو زد            خنجر به قلب زینب خونین‌جگـر زدند

داغ رقــیــه را بـه دل مـا گـذاشــتــنـد            آتش به بال کـودک بی بـال‌و پـر زدند

این غم کجا برم که در آغوش یک پدر            تـیر یل افکـنی را به گـلـوی پسر زدند

وقـتـی زدنـد آتـش کـیـنـه به خـیـمـه‌ها            یـادآور مـدیـنـه شـد آتـش بـه در زدنـد

آن‌قـدر تکـه‌تکـه شدی که به جـسـم تو            گویی به جای نیزه و خنجر، تبر زدند

پـیـروز این قـیـام، قـیـام حـسینی است            در پیش زینبت ز چه دم از ظفر زدند؟

آتش گرفت جان «وفایی» که اهل بیت            در اربعین زمین و زمان را شرر زدند

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید. جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید



این غم کجا برم که در آغوش یک پدر            تـیر سه شعـبه را به گـلـوی پسر زدند